از راست: کاوه گلستان، منوچهر دقتی و عباس عطارنه بودنِمان نه رفتنِمان فرقی به حال دنیا نمیکند.
دربارهی تجاوز نظامی اسرائیل به ایران ✍️مراد فرهادپور 🔺همهی جهان باید تجاوز نظامی بیدلیل نظامی اسرائیل به ایران را محکوم و از حق ایران برای دفاع از خود حمایت کنند. اسرائیل به واقع غدهای سرطانی و حکومتی سراپا استعماری است که بعد از جنگ جهانی دوم توسط قدرتهای غربی ساخته شد، آن هم نه به خاطر احساس گناه از کشتار شش میلیون یهودی که این قدرتها هرگز عملی علیه آن انجام ندادهاند بلکه برای باز گذاشتن راه دخالت و جنگافروزی در منطقهی حساس و نفتخیز خاورمیانه. اکنون این سگ هار که مهارش از دست اربابانش نیز خارج شده است میخواهد کل منطقه را به آتش کشد. اسرائیل ایمنی خود را در ناامنی و بحرانی بودن وضع بقیهی کشورها میجوید و میخواهد همهی دولتها را بسان سوریه ضعیف و ناتوان سازد تا بتواند هر جا و هر وقت هر کاری دلش خواست بکند و نگران پیامدهای آن هم نباشد. 🔺اما محکوم کردن جنگها و کشتارهای صهیونیستها و حمایت دول غربی از آنان به هیچ وجه مستلزم خاموش ماندن در برابر کردارهای ضدمردمی جمهوری اسلامی نیست. در واقع سیاست نه جنگ و نه صلح سران جمهوری اسلامی و بازیهای لفظی و ابهامآمیز آنان در ارتباط با ساختن بمب اتمی که یک روز به فتوای آقا گناه کبیره است و روز دیگر شرط لازم بقا اکنون کاملا به بار نشسته است و ثمرهی آن چیزی نبوده است جز جنگ، ویرانی اقتصادی و به خطر افتادن امنیت و بقای مردمانی که در سرزمینی به نام ایران زندگی میکنند. @thesis11site https://telegra.ph/درباره%E2%80%8Cی-تجاوز-نظامی-اسرائیل-به-ایران-06-17
برنامهٔ ایالات متحدهٔ آمریکا برای تجزیهٔ ایران به روایت پرویز خسروانی از حسین فردوست ولی [خاطرهٔ] یک جلسهی تاریخی دارم در زمان بختیار از او [ارتشبد حسین فردوست]، و آن این بود که [فردوست] تلفن کرد که امشب بیا در کلوب ایران جوان با هم شام بخوریم. من رفتم آنجا دیدم آقای دکتر شیبانی رئیس مدرسهی بیمه ایران دانشکدهی بیمهی ایران و یک شخصی هم به نام دکتر امید بود که دوست فردوست بود آنجا هستند. من هم رفتم. سهتایی شام خوردیم. بعد اینجا پا شد با من صحبت کرد جلوی آن دو نفر گفت «پرویز صلاح تو است که از ایران بروی وضعیت خوب نیست و میترسم به دست کمونیستها کشته بشوی.» گفتم تیمسار من آخر وضعیتم بدجوری است. نه پول دارم، نه امکان دارم، نه پاسپورت دارم. گفت «من پاسپورت تو را برایت درست میکنم. همه امکان هم به تو میدهم. تو برو برای این که کشته میشوی.» و بعد این خیلی مهم بود گفت اصولاً شاه هم باید [از ایران] برود. در همان لحظه هنوز شاه نرفته بود. باز هم من خیال کردم این میخواهد من را آزمایش کند. گفتم تیمسار باز هم میخواهید من را آزمایش کنید، من که میدانید قسم خوردم روی پایم هستم. فردوست کرارا خواست با من کنار بیاید در طول این دو سال. ولی من تمام مطالب این را اینقدر به او اعتماد داشتم؛ به دوستی او با اعلیحضرت فقید باورم نمیشد هر حرفی که به من میزد هر صحبتی که به من میکرد که یک خرده بر خلاف بود فکر میکردم که میخواهد شوخی کند یا من را آزمایش کند. و من هم میخواستم از آزمایش واقعاً آنچه هستم خوب از آب دربیایم. ولی آنچه که قابل توجه بود همان شب یک کاغذی درآورد گفت اعلیحضرت باید بروند. مملکت هم از این صورت خارج میشود. و گفت دو سال پیش نقشهاش در آمریکا تهیه و تدوین میشد. بعد برداشت مدادش را و یک کاغذی درآورد شمال ایران را خط کشید گفت اینجا فدرال میشود. کردستان را خط کشید گفت اینجا مستقل میشود. بعد آذربایجان را خط کشید گفت اینجا تابع روسها میشود. بعد جنوب را خط کشید گفت یک سازمان بینالمللی به وجود میآید برای نفت. اصفهان و شیراز و تهران هم که میشود ایران. بعد گفت از راه بلوچستان هم یک راهی به خلیجفارس به شوروی داده میشود. بخشی از مصاحبهٔ پرویز خسروانی (۱۳۰۱-۱۳۹۴)، با پروژه تاریخ شفاهی ایران در دانشگاه هاروارد، نوار دوم. تاریخ مصاحبه: ۱۸ اسفند ۱۳۶۱. مصاحبهکننده: حبیب لاجوردی https://t.me/tarikh_shafahi_iran_project
مثل برف آب خواهیم شد مذاکرات شورای فرماندهان ارتش (دی - بهمن ۱۳۵۷) نشر نی، ۱۳۶۷. *یدفعه یاد این کتاب افتادم، شاید بهخاطر عنوانش؛ که همه داریم آب میشیم، له میشیم..
داد و بیداد از این روزگار ماهو دادن به شبهای تار ای بارون.. بارون محمدرضا شجریان
- مجری بیبیسی: واقعاً داری میگی بمباران کشورت از سوی اسرائیل و کشتار شهروندان غیرنظامی «یک کار مثبت است؟» - رضا پهلوی: «من نمیگویم که هدفگیری، قصدش آسیبزدن به مردم ایران است… هدفگیری برای حذف تهدید حکومت انجام شده… روشن است که نیت دولت اسرائیل این نبود که مردم ایران را هدف قرار دهد.»
چقدر درست و دقیق داریوش محمدپور توضیح داد که چرا آقای رضا پهلوی خون تمام غیرنظامیان ایرانی را با این کارش به گردن دارد.

حرف درست علی معظمی که این «درگیری اسرائیل و ایران» نیست، تجاوز اسرائیل به ایران است.
از نامه ۲۱ تیر ۱۳۲۲ میرزا حسنخان اسفندیاری رئیس مجلس شورای ملی به محمد ساعد نخستوزیر: «جناب آقای نخستوزیر، ابداً تصور نمیرفت در این کشور اگر هر چیزی را مردم درصدد توهین هستند، بتوانند تحقیر و تخفیف نموده خود را در این جسارت مجاز بدانند. یکی از آن آقایان نسخههای پیمان و پرچم را فرستاده بود که حقیقتاً مطالعه آن اسباب تاثر و تاسف فوقالعاده بود. بعلاوه برای بنده کمال تعجب حاصل شد که چهطور میشود دولت که اساساً و قانوناً دولت مسلمان و دولت شیعه است تحمل نماید که بر ضد دیانت رسمی این کشور مجله چاپ شده اینطور قلمفرسایی نمایند و هیچکس نباشد که جلوگیری کند. کتب و مطبوعات ضاله قانوناً ممنوع و قانون اساسی دین این کشور را معلوم و مذهبش را شیعه اثنیعشری مقرر داشته و بر دولت مطبوع کشور فرض است که رعایت دین و قانون را بر هر چیز مقدم بدارد و از این قبیل مطبوعات کاملاً جلوگیری فرماید. امیدوارم حضرتعالی و دولت معظمتان این فرضیه را فرموده فوراً قصوری که شده است جبران نموده، رفع این خسران را عاجلاً مقرر فرمایید که اجازه این قبیل مطبوعات و نشر آن به کلی غدغن شده تا زبان مردم نسبت به بیاعتنایی دولت باز نشود.» *مجله پیمان و روزنامه پرچم هر دو متعلق به احمد کسروی بودند.
داستان کوتاه «موسیو الیاس» از مجموعه داستان «خیمهشب بازی» نوشته صادق چوبک (۱۳۲۴) | ص ۱۰۳-۱۱۳. *چوبک در این داستان زندگی کارمند فرودستی را بازگو میکند که با وجود همهی سختیها و دشواریهایی که دارد، به رنج دیگریهایی فکر میکند که وضعیت سختتری از او دارند؛ هرچند توانی برای یاری و کمک به آنها را ندارد. در واقع چوبک نشان میدهد مشکلات زندگی روزمره -که هر روز بر حجمِ آنها افزوده میشود- چگونه آدمها را از یکدیگر دور میکند؛ حتی اگر آدمی رنج دیگری را داشته باشد، اما آنچنان درگیر پاسخ به رنجهای خود است -تازه اگر امکانِ غلبه بر آنها را داشته باشد- که دیگر توانی برای یاری، همراهی و کمک به سایر انسانها را ندارد.
زندگی غزل نبود یادها و تاملات دکتر خسرو شاکری در گفتوگو با رحمت بنیاسدی *باشگاه ادبیات، بهار ۲۰۲۳.
برنامه فارسی رادیو برلن در جنگ جهانی دوم حمید شوکت *ایراننامه، سال ۲۸، شماره ۱، بهار ۱۳۹۲ (ص ۱۰۲-۱۱۷).

من همیشه برخاستهام باز، بازتر برخاستهام از میانِ کبودی و نشستهام در میانِ کبودی. | پرویز اسلامپور | بهمن محصص، طبیعت بیجان، ۱۹۷۰.
پیشگویی در ادب معاصر ایران نوشته هوشنگ گلشیری مجله دنیای سخن، شماره ۲۹، پاییز ۱۳۶۸. *گلشیری در این مقاله به بررسی نقش ادبیات داستانی در ساخت تاریخ سیاسی میپردازد.
رویای هستی بنان هستی چه بود؟ قصهی پر رنج و ملالی کابوس پر از وحشتی، آشفته خیالی..