از راست: کاوه گلستان، منوچهر دقتی و عباس عطارنه بودنِمان نه رفتنِمان فرقی به حال دنیا نمیکند.
*پرویز بابایی دهه ۲۰ تو چاپخونه کار میکرد، و از همون کار در چاپخونه درگیر کتاب و نشریه شد. یادگیری زبان هم به همون دوره کار در چاپخونه برمیگرده. با شروع فعالیت حزب توده و آغاز اولین تظاهرات کارگری در دهه ۲۰، بابایی عملاً درگیر فعالیتهایِ اجتماعی و سیاسی و مبارزات کارگری شد./

دقیقاً یادمه که اردیبهشت ۸۷ من کامل درگیر کتاب «لودویگ فوئرباخ و ایدئولوژی آلمانی» شدم، سر هر کلاسی با من بود. با همون کتاب با پرویز بابایی آشنا شدم و چند سال بعد تو یه مهمونی از نزدیک دیدمش و باهاش صحبت کردم. انسان شریف، دلنشین و خوش خلقی بود؛ دقیقاً مثل همین عکس، یادش گرامی.
«انتقاد به چه درد میخورد؟» شارل بودلر ترجمه یدالله رویایی *مجله انتقاد کتاب، دوره دوم، شماره ۷، دی و بهمن ۱۳۴۳.

گفتوگو عباس میلانی با ابراهیم گلستان درباره کاوه گلستان. *مجله نیلوفر آبی شماره ۳، بهمن و اسفند ۱۳۹۶.
مستند ثبت حقیقت از کاوه گلستان مستند ۲۲ دقیقهای «ثبت حقیقت» در دسامبر ۱۹۹۱ ساخته شده. موضوع این مستند مصاحبه با چند روزنامهنگار، نویسنده و متفکر ایرانی درباره مسئله سانسور است که بلافاصله پس از ساخت و پخش آن از شبکه ۴ بیبیسی، نمایش آن در ایران توقيف شد.
![«من کاوه هستم، کاوه گلستان (عکاس) نه بالا، نه پایین، نه چپ، نه راست، فقط برایِ ثبت واقعیت به دنیا آمدهام. در واقعیت، این حقیقت است که زجر میکشد. من میخواهم صحنههایی را به تو نشان دهم که مثل سیلی به صورتت بخورد و امنیت تو را خدشهدار کند و به خطر بیندازد. میتوانی نگاه نکنی، میتوانی خاموش کنی، میتوانی هویت خود را پنهان کنی، مثل قاتلها، اما نمیتوانی جلویِ حقیقت را بگیری، هیچ کس نمیتواند [بگیرد]».](/_next/image?url=https%3A%2F%2Fmedia.batarikh.xyz%2F-1001260717766%2F618.jpg&w=3840&q=75)
«من کاوه هستم، کاوه گلستان (عکاس) نه بالا، نه پایین، نه چپ، نه راست، فقط برایِ ثبت واقعیت به دنیا آمدهام. در واقعیت، این حقیقت است که زجر میکشد. من میخواهم صحنههایی را به تو نشان دهم که مثل سیلی به صورتت بخورد و امنیت تو را خدشهدار کند و به خطر بیندازد. میتوانی نگاه نکنی، میتوانی خاموش کنی، میتوانی هویت خود را پنهان کنی، مثل قاتلها، اما نمیتوانی جلویِ حقیقت را بگیری، هیچ کس نمیتواند [بگیرد]».