از راست: کاوه گلستان، منوچهر دقتی و عباس عطارنه بودنِمان نه رفتنِمان فرقی به حال دنیا نمیکند.
بهمن محصص در جستجوی هویتی عمیقتر انکریکو کریسپولتی ترجمه: فیروزه یلدا *مجله کلک، شماره ۲، اردیبهشت ۱۳۶۹.
با یک چشم هم میشود دید اما نصف دنیا را، که میدانم راضیات نمیکند. تو لحظههایی هستی از ساعتها، ساعتهایی هستی از روزها، روزهایی از ماهها و ماههایی از سال. تو سالهایی از یک قرن هستی. یک قرن که در شبی از من میگذرد... *از نامههای پرویز اسلامپور به یداله رویایی. نامهها یداله رویایی - پرویز اسلامپور از ۱۳۵۰ - ۱۳۸۴
ابراهیم گلستان: توی ده شما زن زمین داره؟ دهقان: زن به زمین چه کار، زن شوهر داره. از مستند «خرمن و بذر» ساخته ابراهیم گلستان (۱۳۴۴).
تصنیف «یاد باد» از آلبوم بیداد محمدرضا شجریان پرویز مشکاتیان گرچه یاران فارغند از یاد من از من ایشان را هزاران یاد باد مبتلا گشتم مبتلا گشتم مبتلا گشتم در این بند و بلا کوشش آن حقگزاران یاد باد..
نخستین کنگره نویسندگان ایران تهران، تیر ۱۳۲۵. سخنرانان اصلی: علیاصغر حکمت، پرویز ناتل خانلری، فاطمه سیاح و احسان طبری.
سی سال و بیشتر با مهدی اخوان نوشته ابراهیم گلستان *مجله ایرانشناسی، سال دوم، شماره ۸، زمستان ۱۳۶۹.
قصه «بیبی شهربانو» از مجموعه داستان «شهری چون بهشت» با صدای خودِ سیمین دانشور، نیمه اول دهه ۴۰.
قلعه کارگردان: کامران شیردل عکسها از کاوه گلستان *یکی از بهترین مستندهای اجتماعی کامران شیردل، مستند ماندگارِ «قلعه» است که شیردل در آن محله شهر نو تهران را به تصویر میکشد؛ محلهای که روسپیخانههای تهران و زیست روزمره روسپیها را در خود جای داده است. شیردل این مستند را در سال ۱۳۴۴ ساخته است، سالهایی که به «دوران طلایی عصر پهلوی» معروف است و تهران درگیر توسعه صنعتی-شهری و تغییرات بزرگ اجتماعی، اقتصادی و فرهنگیست. مستند با نمایش کلاس درسی آغاز میشود که معلم در حال دیکته گفتن است و زنِ تنفروشی نیز بر روی تختهسیاه کلاس مشغول نوشتن: «بنویس جانم: شهرهای بزرگ ایران دارای کارخانهها و ادارهها و بیمارستانهای بسیار است که مردم شب و روز در آن جاها کار میکنند. هر ایرانی چه در شهر و چه در ده زحمت میکشد تا زندگی بهتری برای خود..» و در این غوغایِ تغییر و تحولات شهر تهران، زنانی که انگار هیچ سهمی از این تغییرات ندارند، تنها با فروش تنِ خود در پی کسب درآمد نه برای یک زندگی بهتر، بلکه تنها برای زنده ماندن ادامه میدهند. **مستند ناتمام قلعه پس از سالها توقیف، در نهایت پس از انقلاب ۵۷ همراه با عکسهای کاوه گلستان تدوین و در سال ۱۳۵۹ منتشر میشود.

«من میخواهم صحنههایی را به تو نشان دهم که مثل سیلی به صورتت بخورد و امنیت تو را خدشهدار کند و به خطر بیندازد. میتوانی نگاه نکنی، میتوانی خاموش کنی، میتوانی هویت خود را پنهان کنی، مثل قاتلها، اما نمیتوانی جلوی حقیقت را بگیری، هیچ کس نمیتواند.» در ۱۳ فروردین ۱۳۸۲ در لابهلایِ اخبار هراسآور حمله آمریکا و انگلیس به عراق خبری کوتاه از بیبیسی پخش شد: «کاوه گلستان ۵۲ ساله در شمال عراق در اثر انفجار مین کشته شد.» *عکسها از سه مجموعه کاوه گلستان با عنوان «روسپی، کارگر و مجنون» است.