از راست: کاوه گلستان، منوچهر دقتی و عباس عطارنه بودنِمان نه رفتنِمان فرقی به حال دنیا نمیکند.
به عزایِ عاجلت ای بینجابتِ باغ بعد از آنکه رفته باشی جاودان بر باد هرچه هرجا ابرِ خشم، از اشکِ نفرت باد، آبستن؛ همچو ابرِ حسرتِ خاموشبار من. ای درختانِ عقیم ریشهتان در خاکهایِ هرزگی مستور؛ یک جوانه ارجمند از هیچجاتان رُست نتواند؛ ای گروهی برگ چرکین تار چرکین پود، یادگارِ خشکسالیهایِ گَردآلود، هیچ بارانی شما را شُست نتواند.
حصار از حسین علیزاده آلبوم چاووش ۳ از گروه شیدا علیزاده این قطعه را برایِ همسرش که در آن زمان بهدلیل فعالیتهایِ سیاسی در زندان بود ساخت و آن را به زندانیهایِ سیاسی سالِ ۱۳۵۶ هدیه کرد. این قطعه در همان سال در پادگان فرحآباد و هنگامی که علیزاده سرباز بود ساخته شده و به گفته خودش نت به نت این قطعه و نحوه نگارش آن را به یاد دارد.
در شماره سوم کتاب روزن (که شماره آخر کتاب روزن است، زمستان ۱۳۴۷) تکهای از داستانی از ابراهیم گلستان با عنوان «در زیر پوست» منتشر شد که قرار بود در مجموعه «مَد و مِه» منتشر شود، ولی هیچوقت منتشر نشد. این داستان درباره عشق و مرگ و ماندن است و مایه و انگیزه نوشتن آن نیز از همان «تپههایِ مارلیک» آمده است. گلستان این داستان را در سال ۱۳۴۱ نوشته و آن را در سال ۴۲ تکمیل کرد. از داستان «در زیر پوست» فقط همین تکه باقی مانده که انگار مربوط به اواسط داستان است و بخش اول و آخر آن در هیچجا منتشر نشده است.

«هوموساکر؛ قدرت حاکم و حيات برهنه» از جورجو آگامبن بلاخره بعد از سالها با دو ترجمه -تقریباً همزمان- منتشر شد، ترجمه اول از سیدمحمدجواد سیدی (نشر نو) و ترجمه دوم از مراد فرهادپور و صالح نجفی (نشر مرکز). پروژه هوموساکر آگامبن ۴بخش دارد که قدرت حاکم و هیات برهنه بخش اول پروژه هوموساکر است. - بخش دوم که خود شامل سه کتاب است: وضعیت استثنایی، جنگ داخلی و تقدیس زبان؛ ملکوت و جلال و کار خدا. - بخش سوم: باقیماندههایِ آشویتس. بخش چهارم: والاترین فقر. *هوموساکر، که در زبان لاتین به معنایِ «انسان مقدس» است، در حقوق روم قدیم به کسی اطلاق میشد که اگر کسی او را میکشت قاتل به شمار نمیآمد و با این حال امکان قربانیکردنِ او نیز وجود نداشت. به این قرار، انسانِ مقدس در چارچوب قوانین روم شخصی بود که بیرون از دایره قانون قرار میگرفت. آگامبن این تمثیل را برایِ فهم رمز سیاست و کردارهایِ آن در دنیایِ مدرن احیا کرد. آگامبن در هوموساکر میکوشد مسئله امکانِ محض، بالقوگی و قدرت را به مسئله اخلاق سیاسی/اجتماعی در بستری پیوند زند که «اخلاق» شالوده دینی، مابعدالطبیعی و فرهنگی سابق خود را در آن از کف داده است. آگامبن تحلیلِ صورتبندی زیستسیاست را در نوشتههایِ فوکو راهنمایِ کار خود قرار میدهد و با دیدی گسترده و باریکبینانهتر حضور مخفی و یا ضمنیِ برداشتی از زیستسیاست را در تاریخ نظریه سنتیِ سیاست میکاود.
شماره چهارم از دوره اول مجله «کتاب امروز» که پاییز ۱۳۵۱ منتشر میشود، یک مصاحبه خواندنی و بینظیر با شاهرخ مسکوب درباره پروژه کاری او و دو کتاب «مقدمهای بر رستم و اسفندیار» و «سوگ سیاوش» دارد. در این مصاحبه که مهرداد بهار، ناصر پاکدامن، امیرحسین جهانبگلو، داریوش شایگان و محمدرضا شفیعی کدکنی در دفتر «کتاب امروز» حضور دارند و با مسکوب وارد بحث میشوند، کار از پروژه مسکوب نیز فرارتر میرود و بحث به تاریخ فرهنگی ایران و مولفههایِ مهم آن از جمله اساطیر، افسانه، مقوله مرگ، پیدایش حماسه، ناخودآگاه جمعی اجتماعی، رستاخیز، زیباشناسی فرهنگی، بازسازی اساطیر در وضعیت امروز و.. کشیده میشود و در مجموع یک بحث عالی و آموزنده با نکتههایِ فراوان درمیگیرد.
«شازده احتجاب» (۱۳۴۸) شاید مهمترین داستان هوشنگ گلشیری -به شیوه جریانِ سیال ذهن- باشد که گلشیری در آن در گذار از دوره قاجار به پهلوی، زوالِ خاندانهایِ اشرافیگری را ترسیم میکند (گلشیری خود میگوید که برایِ نوشتن این داستان تاریخ قاجار را تماماً زیر و رو کرده است). داستان در دورهای رخ میدهد که قدرت از خاندانِ قاجار به پهلوی منتقل میشود و ماهیتِ اشرافیگری در ایران رو به نابودی است. خسرو و یا همان شازده احتجاب آخرین بازمانده از یک خانواده اشرافی قجری از اداره امور عمارت موروثی خود دست کشیده، همه خدم و حشم را مرخص میکند و دارایی به ارث بردهِ خود را تماماً به پایِ قمار میریزد. «مراد» پیشکار سابق او هر از گاهی با آوردنِ خبر مرگ یکی از آشنایان و خویشان نزدیک به دیدنِش میآید، اما امشب مراد خبر درگذشت خودِ شازده را برایِ او میآورد و شازده احتجاب حالا در اوهامِ خود به گذشته میرود و شروع به مرور ظلم و بیدادگریهایِ خود و خانوادهاش در یک فضایِ سرد و مالیخولیایی میکند؛ درست مانند خودِ فضای اتاقی که داستان با آن آغاز میشود و شازده با اندوه بر رویِ صندلی راحتی خود نشسته و دست رویِ پیشانی داغش گذاشته و سرفه میکند.
در نظربازیِ ما بیخبران حیرانند من چُنینم که نمودم دِگر ایشان دانند عاقلان نقطه پرگارِ وجودند ولی عشق داند که در این دایره سرگردانند جلوهگاهِ رخِ او دیده من تنها نیست ماه و خورشید همین آینه میگردانند..
![«انقلاب؛ [همچنان] واقعبین باش و غیرممکن را بخواه.»
تهران؛ انقلابِ ۵۷؛ عکسها از کاوه گلستان و بهمن جلالی.](/_next/image?url=https%3A%2F%2Fmedia.batarikh.xyz%2F-1001260717766%2F536.jpg&w=3840&q=75)
«انقلاب؛ [همچنان] واقعبین باش و غیرممکن را بخواه.» تهران؛ انقلابِ ۵۷؛ عکسها از کاوه گلستان و بهمن جلالی.
تقیزاده درباره تاریخ مشروطه احمد کسروی: از نوشتههایِ فارسی کتاب تاریخ مشروطیت کسروی از حیث ثبت تاریخ روز و ماه و سال وقایع سودمند است. اگرچه تاریخها را به قهقرا بر طبق سال و ماه شمسی معمول فعلی برگردانیده است ولی بسیاری از مندرجات آن خلاف حقیقت است و پر از اشتباه و به بیان تفصیلی است. این مطلب موجب اطناب کلام میشود لکن از مطالبی که خود اینجانب شاهد عینی آنها بودهام و آنجا به کلی برخلافِ حقیقت ثبت شده ممکن نیست متاثر و متاسف نباشم، حتی در باب خود من چیزهایی نوشته که اساس ندارد. در صفحه شصت و هشت متن تلگرافی از قول من به انجمن تبریز که به زعم او یکی دو روز قبل از تخریب مجلس اول مخابره شده، درج شده که جایِ حیرت است و معلوم نیست چه کسی آن را اختراع کرده است. کسروی آن را تلگراف رمز خوانده در صورتی که من در تبریز با کسی رمزی نداشتم و فقط مستشارالدوله مرحوم با ثقهالاسلام و حاج میرزا ابراهیم آقا با بعضی از اعضایِ انجمن تبریز رمز داشتند و غالباً تلگراف رمز میکردند. واقع حقیقت این است که مطالب بعضی از کتابها صحت ندارد. *گفتوگویِ محمود ستایش با حسن تقیزاده در کتاب مشروطیت ایران/ نشر ثالث ۱۳۸۵.
اینجا میزبان همیشه تاریکیست و نورها میهمانانِ گریزپایند که میتوان در ناپایداریِ آنها اندکی شادی کرد اندکی خوشبخت بود و همیشه دست تکان داد همیشه بدرقه کرد و دوباره منتظر ماند.. *آتشی برایِ آتشی دیگر/شهرام شیدایی
یک ملاحظه جمعیتشناختی: اصلاحات ارضی، «افسانه» مهاجرت از روستاها به شهر و «بسیجِ» تودهای در انقلاب ۱۳۵۷ در تحلیلهایِ جامعهشناختی انقلاب ۱۳۵۷، مهاجرت گسترده از روستاها به شهر پس از اجرایِ پروژه اصلاحات ارضی جایگاه ویژهای دارد؛ حمیدرضا یوسفی با تکیه بر دادههایِ جمعیتشناختی اما نشان میدهد که تغییر آهنگ جابهجایی جمعیت پس از اصلاحات ارضی یک «افسانه» است. https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/802199/&rhash=0ceb6994783a68 @RadioZamaneh | رادیو زمانه