از راست: کاوه گلستان، منوچهر دقتی و عباس عطارنه بودنِمان نه رفتنِمان فرقی به حال دنیا نمیکند.

در مورد حادثه کاخ مرمر، چهارده تن، از جمله پرویز نیکخواه به اتهام کوشش در انجام سوء قصد به جان شاه بازداشت و محاکمه شدند. میانگین سن دستگیرشدگان ۲۷ سال بود. همه آنها به خانوادههای متوسط تعلق داشتند، نیمی از آنها معلم یا دانشجو بودند.

رضا شمسآبادی روز ۲۱ فروردین سال ۱۳۴۴ تصمیم گرفت محمدرضا پهلوی را در کاخ مرمر، ترور کند. اما به علت تأخیر چند دقیقهای شاه، نقشه وی عملی نشد؛ و استوار دوم محمدعلی باباییان او را مورد هدف قرار داد، اما شمسآبادی او را به قتل رساند. سپس استوار دوم آیتالله لشکری نیز بهدست او کشته شد. شاه وقتی متوجه شد به سمت دفتر خود دوید، او نیز به دنبالش رفت و تیری از پشت به طرف شاه انداخت اما پای شاه به لبه درب وروی دفتر خورد و با سینه به زمین افتاد که در غیر این صورت تیر به پشتش میخورد و احتمال مرگش زیاد بود، سپس شمسآبادی که دست بردار نبود به ادامه حرکت به طرف شاه پرداخت اما با رگبار مسلسل نیروهای دفتر مخصوص شاه کشته شد.

«به محض آنکه پای هویدا به حیاط رسید، یکی از کسانی که در پشت سرش میآمد هفت تیری به دست گرفت و گلوی هویدا را نشانه رفت و دو تیر خالی کرد (صادق خلخالی و یا هادی غفاری). هویدا به زمین افتاد و خون از رگ گردنش فواره میزد… هویدا که میدانست زخمی مهلک برداشته به شخصی به نام «کریمی» که در صف همراهان خلخالی بود رو کرد و به تمنا خواست که جانش را بستاند. کریمی هم، ظاهراً از سر لطف، هفت تیر را به دست گرفت و تیر خلاصی بر جمجمهٔ هویدا زد.» معمای هویدا / عباس میلانی
به مناسبت انتشار کتاب «میعاد در دوزخ»، با حمید شوکت درباره کارنامه سیاسی خلیل ملگی گفتوگو کردم. http://sharghdaily.com/fa/Main/Detail/275767/%D9%85%D9%84%D9%83%D9%8A-%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%A7%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%B4%D9%83%D8%A7%D9%81-%D9%BE%D9%8A%D8%B4-%D8%A2%D9%85%D8%AF%D9%87-%D9%BE%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-28-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D8%B9%D9%85%D9%8A%D9%82%E2%80%8C%D8%AA%D8%B1-%D9%86%D9%83%D9%86%D8%AF
❓غلامحسین صدیقی: چرا نخستوزیری را نپذیرفتم؟ 📃برگرفته از هفتهنامه «امید ایران»- ۸ بهمن ۱۳۵۷ 🎙آقای دکتر صدیقی چه شد که با شاه ملاقات کردید و پذیرفتید به عنوان نخستوزیر احتمالی از شما یاد شود و بعد ناگهان در لحظهای که همه منتظر بودند نام شما از زبان مجلسیان به عنوان نامزد مورد تمایل نمایندگان مطرح شود، نام دکتر بختیار به گوش رسید و این سو و آن سو شایع شد که شما در آخرین لحظات از نخستوزیری منصرف شدهاید؟ 👈🏾دکتر صدیقی: در یکی از بحرانیترین روزهای حوادث ایران و در لحظاتی که انقلاب پرشکوه ملت ما با بازتاب خشونتآمیز حکومت روبهرو بود، دکتر امینی و عبدالله انتظام با من تماس گرفتند و گفتند که شاه مایل است با شما گفتوگو کند. من گفتم اگر شما هم در این ملاقات باشید، مانعی ندارد. آنگاه زمانی تعیین شد و ما پیش شاه رفتیم. در آغاز سخن من اشاره کردم امیدوارم اعلیحضرت از حرفهای من ناراحت نشوند، چون وقتی مردم حرفهایشان را در کوچه و خیابان با صراحت عنوان میکنند، مانعی نمیبینم که گوشهای از حقایق را بازگویم. بعد مسالهای از رفتار ایشان با حکومت ملی دکتر مصدق و یاران او در جبهه ملی برشمردم و دلایل رسیدن به بحران فعلی را بازگفتم. شاه گوش داد و در پایان گفت حاضر است به جبران گذشتهها قانون اساسی را مو به مو اجرا کند و از من خواست مطالعاتم را برای تشکیل دولت شروع کنم. ▫️من چند روزی با دوستانم مشورتهایی داشتم و در دومین ملاقات که باز با حضور دکتر امینی و انتظام صورت گرفت به شاه گفتم من شرایطی برای نخستوزیری دارم که لازم است به طور کامل اجرا شود. نخست اینکه رای تمایل مجلس پرسیده شود تا بار دیگر این سنت پسندیده مشروطیت ایران احیا شود، دوم آنکه من فقط قانون اساسی و متمم آن را اجرا خواهم کرد و به مواد الحاقی نظیر اختیارات شاه برای انحلال مجلسین گردن نمینهم. ▫️شرط بعدی آنکه لازم است شورای نیابت سلطنت تشکیل شود و شاه مدتی به رامسر یا کیش بروند. در آنجا هیاتی از سوی دولت همیشه با شاه خواهند بود. در اینجا شاه گفت آیا میخواهید مرا کنترل کنید؟ گفتم قصد من جلوگیری از بعضی سوءتفاهمات است. چرا که من فکر میکردم اگر شاه به خارج از ایران برود، نمیشود جلوی بعضی تماسها و توطئهها را گرفت، ولی در داخل کشور این کار امکانپذیر است. به خصوص اگر هیاتی به طور دائم از سوی دولت به عنوان رابط با شاه در ارتباط و تماس باشد. شرط بعدی لغو حکومت نظامی با صدور فرمان نخستوزیری، محاکمه سریع فاسدان و خیانتکاران سیاستپیشه ۲۵ سال اخیر و انتقال گروهی از آنها که در بازداشت حکومت نظامی هستند به مراجع قانونی دیگر. شرط دیگر من عدم دخالت شاه در کلیه امور کشور بود و در کنار این شروط مسائل جزئی بااهمیتی نیز وجود داشت که حالا لزومی به بازگو کردنش نمی بینم. وقتی از این جلسه به منزل آمدم بسیاری از دوستانم به دیدنم آمدند، بعضی تبریک گفتند و گروهی از سر دلسوزی کوشش کردند مانع من شوند. ولی در آن شرایط من واقعاً نگران کشورم بودم. حتی یکی از این دوستان من در جبهه ملی همراه با گروهی به منزل من آمد و نامهای از دوست دیگری به من داد و با اصرار خواست نخستوزیری را نپذیرم ولی وقتی من حقایق پشت پرده جبههملی را برای او باز گفتم، وقتی از رابطهام با دکتر مصدق که تا پایان زندگی آن آزاده مرد، دوام داشت حرف زدم و وقتی تلاشم را برای احیای جبهه ملی حتی در زندان برشمردم، دوست من گریست و شاید در آن لحظه از اینکه «جبهه ملی» به محض شنیدن نام من به عنوان نخستوزیر اعلام کرد که من سالهاست در جبهه فعالیت ندارم، ناراحت و غمگین شد. من همواره در جستوجوی حقیقت بودهام و هیچگاه در برابر زور و دروغ سر خم نکردهام. آن روز حس کردم مملکتم به وجود من نیازمند است و تصمیم داشتم در آخرین روزهای زندگیم، دینم را به این آب و خاک ادام کنم. وگرنه نخستوزیری و حتی بالاتر از آن برای من نمیتواند وسوسهانگیز باشد اما شاید شاه از سخنان و پیشنهادات من هراسناک شد و بلافاصله به فکر ارتباط با آقای دکتر بختیار افتاد و دیدار بعدی من حاصل نشد.

اصلی در جامعهشناسی وجود دارد که میگوید: هرگاه ارزشهایی، هویت و محتوای واقعی خود را از دست میدهند، عدهای که میخواهند از آن ارزشها بهره بگیرند، بیشتر از آن حرف میزنند. انقلاب برای آنها مستمسکی میشود. تا قیام قیامت نمیشود گفت انقلاب. جامعهای ساختهایم و باید در آن زندگی کنیم؛ مرفه، عاقلانه، دموکراتیک، منضبط. به اسم انقلاب نمیشود هر چیزی را توجیه کرد. بنابراین، ضعف انقلاب است که دائم به شعار انقلابی متوسل شویم و در صورتی که در عمل و راه، هزار فرسخ از آن دور شدهایم. یکی از هدفهای انقلاب که آقای خمینی دائم میگفت، تامین منافع مستضعفان بود. ولی مستضعفان در وضعی که داریم، گرانی و سختیهای زندگی، وضعشان بدتر شده است. برخی از مردم آرزوی برگشت به زمان شاه دارند. هرچه هم میگوییم که زمان شاه بهشت نبود، میگویند از الان که بهتر بود. دلار هفت تومان بود. آن موقع یک جا کار میکردیم، الان مجبوریم سه جا کار کنیم... در پی آن حکایتها #احسان_نراقی

محمدرضا شجریان، محمدرضا لطفی و ناصر فرهنگفر در جشنواره موسیقی جشن هنر شیراز سال ۱۳۵۴

🔻ایران و صلح اعراب با اسرائیل؛ 🔘محمدرضا پهلوی و پیمان صلح میان مصر و اسرائیل 🖊حمیدرضا یوسفی ❓در روزهای اخیر دو کشور عربی امارات و بحرین، سرانجام با میانجیگری آمریکا با اسرائیل در کاخ سفید قرارداد دوستی امضا کردند. چهل و دو سال پیش در سپتامبر ۱۹۷۸ ایران در پیمان کمپ دیوید که در آن مصر و اسرائیل با یکدیگر پیمان صلح و دوستی امضا کردند، چه نقشی بازی کرد؟ 🔸شاه نسبت به بازیگری شوروی در منطقه بیش از پیش احساس نگرانی و خطر میکرد، به همین دلیل میکوشید نقش فعالی در سازماندهی و رهبری نیروهای ضد کمونیست در منطقه بازی کند. این تلاش در دهه ۵۰ با تاسیس محور جدیدی در خاورمیانه میان ایران، مصر و عربستان سعودی آغاز شد که نگرانی اسرائیل را نیز به دنبال داشت. اما سیر رویدادها نشان داد که نگرانی اسرائیلیها بیمورد بوده و این مثلث نه در برابر اسرائیل بلکه جبهه نسبتاً مستحکمی در برابر نفوذ شوروی در منطقه بود. در #میدان بخوانید👇🏾 📌https://medn.me/xZYYn
![«این آقا [محمدرضا پهلوی] یک پارادوکسی درونش بود، هم به مشورت کردن علاقه داشت و هم به گوش ندادن به مشورتها.»
خاطرات علی امینی در مصاحبه با حبیب لاجوردی](/_next/image?url=https%3A%2F%2Fmedia.batarikh.xyz%2F-1001260717766%2F33.jpg&w=3840&q=75)
«این آقا [محمدرضا پهلوی] یک پارادوکسی درونش بود، هم به مشورت کردن علاقه داشت و هم به گوش ندادن به مشورتها.» خاطرات علی امینی در مصاحبه با حبیب لاجوردی
علی امینی؛ نخستوزیری بر بال بحران علی امینی (۱۲۸۴-۱۳۷۱) یکی از نخستوزیران مهم دوره پهلوی دوم بود که از اردیبهشت ۱۳۴۰ تا تیر ۱۳۴۱ مقام نخستوزیری ایران را برعهده داشت. او از چهرههای سرشناس عصر پهلوی بود که شناخت او و فعالیت سیاسی که در این دوره داشت، به شناخت حاکمیت پهلوی کمک بسیار زیادی میکند. امینی همچون قوام و مصدق خود را در پیوند با آرمانهای مشروطه تعریف میکرد و زنده نگاهداشتن حکومت قانون را مهمترین وظیفه خود میدانست. همین موضوع امینی را همچون قوام و مصدق در تقابل دائم با شاه و دربار قرار میداد که برای افزایش هرچه بیشتر قدرت خود، میل به قانونگریزی داشت و در آخر نیز همین میل به قانونگریزی پایههای حکومت پهلوی را سست کرد و در بهمن ۵۷ نظام پهلوی برای همیشه به تاریخ پیوست. علی امینی در دوران نخستوزیری خود بنا داشت بازیگری شاه را در مرز سلطنت محصور کند و رسیدگی به امور مملکت را بر عهده دولت بگذارد، امری که شاه تلاش میکرد به هیچ وجه تن به آن ندهد. دوران ۱۴ ماهه صدرات امینی، دوران تقابل دولت و دربار است که در نهایت این دربار و شخص شاه است که پیروز میدان میشود و امینی از مقام نخستوزیری کنارهگیری میکند و شاه به یکه تازه عرصه قدرت سیاسی در ایران تبدیل میشود. https://bit.ly/2YQSNaK
«صبح بر مزار شهدای ۲۸ مرداد و سپهبد زاهدی گل گذاشتم. فاتحه[ای] هم در آرامگاه شاهنشاه فقید خواندم... اما عجب این بود که بر سر مقبره زاهدی بانی کودتای ۲۸ مرداد و ساقط کننده مصدق مگس هم پر نمیزد. یاللعحب از این مردم ابنالوقت». یادداشتهای روزانه اسدالله علم ۲۸ مرداد ۱۳۵۲
کار کار خارجیها بود ولی.. عملیات آژاکس (کودتا) که توسط سازمان سیا و اینتلیجنس سرویس انگلیس برای سرنگونی دولت محمد مصدق طراحی شده بود، ۲۵ مرداد شکست خورد، سه روز بعد در ۲۸ مرداد نه نیروهای خارجی که اینبار روحانیت با بسیج نیروهای مردمی وارد میدان شد و در همراهی با دربار به عمر دولت مصدق پایان دادند. روحانیت نقش اصلی در جریان ۲۸ مرداد داشت. بهبهانی و کاشانی با حمایت بروجردی مرجع روحانیت شیعه، نیروهای مردمی رو در کنار نیروهای نظامی عیله دولت مصدق بسیج کردند. روحانیت نبود شاه و مرگ نظام سلطنتی رو به معنای پیروزی کمونیسم و جمهوریت و در نتیجه شکست دین تفسیر میکرد. به همین دلیل روحانیت به حمایت از شاه/دربار برخاست. بروجردی چندینبار به صراحت گفت «مملکت شاه میخواهد». اگر در ۲۵ مرداد نیروهای خارجی همراه با دربار علیه دولت مصدق شوریدند، ۲۸ مرداد نیروهای مذهبی جای نیروهای خارجی رو گرفتند و در کنار دربار برای سرنگونی مصدق دست به عمل زدند. کار کار خارجیها بود ولی در ۲۵ مرداد که به شکست انجامید، اما در ۲۸ مرداد نقش اصلی در سقوط مصدق با عامل داخلی بود. دست دربار و سلطنت، نیروهای خارجی و روحانیت در سرنگونی مصدق آلودهست، اما بعد از چند دهه مهمه که بدونیم چه دستی از بقیه دستها آلودهتره. https://bit.ly/2PYOWUe
علی امینی در مرداد ۱۳۵۷ در تماس تلفنی با امیرعباس هویدا (وزیر دربار وقت)، از وضع بحرانی کشور و سلطنت محمدرضا پهلوی ابراز نگرانی کرد، هویدا در جواب گفت: خیالتان راحت باشد [و سپس به زبان فرانسه گفت] c'est un roc (چون صخره بر جای خود محکم ایستاده است). 📓منبع: کتاب بر بال بحران

روایت متفاوت از کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ داریوش بایندر در کتاب «ایران و سازمان سیا؛ بازنگری در سقوط دولت مصدق» روایت غالب از کودتای ۲۸ مرداد را به چالش کشیده و در واقع اصل «کودتا» بودن آن را زیر سوال میبرد. یکی از ویژگی مهم کتاب بایندر این است که با تکیه بر آخرین اسناد و مدارک از طبقهبندی خارج گشته، نگاشته شده است. پیش فرض اصلی بایندر در این کتاب این است که تحرکات داخلی سیاسی پیش از توطئههای خارجی، مسئول وارد آمدن ضربه نهایی به دولت ملی #محمد_مصدق بودند. به اعتقاد بایندر ادعای کرمیت روزولت و سایرین که در سرنگونی مصدق نقش اساسی داشتهاند و همه این امور براساس نقشه از قبل طراحی شده آنها بود، کذب بوده است. نمیشه با همه مطالب کتاب همسو بود، اما با همه این حرفها، کتاب جالب و خوندنیه. 📓 ایران و سازمان سیا؛ بازنگری در سقوط دولت مصدق / داریوش بایندر / ترجمه بهمن سراحیان / نشر کتاب پارسه
📆 محمدرضا شاه و «عید غدیر» 🎙محمدرضا پهلوی، شاه ایران، روز جمعه ۱۲ خرداد ۱۳۴۰ در مراسم سلام عید غدیر در کاخ گلستان گفت: «امیدوارم با سرمشقی که پیامبر اسلام (ص) و حضرت امیرالمومنین علیهالسلام برای ما باقی گذاشتهاند و پیروی از آن نیات که در هزار و سیصد و اندی سال پیش به قدری پیشرفته و مترقیانه بود که امروز با احتیاجات بشری کاملاْ تطبیق میکند، بتوانیم به وظایفی که نسبت به جامعه و ملت و مملکت خود داریم عمل کنیم و دین خودمان را ادا نمائیم. زندگی علی (ع) در راه احقاق حق و شدت عمل در برابر ستمگران گذشت و ما شیعیان باید از او پیروی کنیم.» 👈🏾 شاه البته در مراسم «عید غدیر» سالهای مختلف پیام فرستاد و یا به سخنرانی میپرداخت که در ادامه به برخی از آنها اشاره میکنیم: مهر ۱۳۲۸: «افراد کشور باید از این شیوه مرضیه تعلیمات صدر اسلام و دستورات پیشوایان در انجام وظایف ملی و اجتماعی خود به وسیله کار و فعالیت کوشش کنند و پیش بروند تا ایران عزیز در راه ترقی قدم بردارد و ملت ایران سعادتمند شود.» اردیبهشت ۱۳۲۹: «ما که پیرو دین مقدس اسلام هستیم باید برای رسیدن به کمال مطلوب خود و بسط #عدالت عدالت اجتماعی جدیت کنیم که اصول و موازین مقدسه دین حضرت خاتمالتبیین (ص) کاملاً رعایت و اجرا گردد.» مرداد ۱۳۳۳: «ما همه میدانیم که پیروی از پیشوای شیعیان، یعنی ایمان به حقایق جاوید و عدالت و فداکاری و ازخودگذشتگی تنها راه مستقیم و سعادت و سربلندی است.» خرداد ۱۳۳۹: «امیدوارم به پیروی از تعالیم آئین مقدس اسلام، ملت ایران به اوج عظمت و ترقی برسد.» #زیرگذر_میدان 🔗https://medn.me/Rx3bU