از راست: کاوه گلستان، منوچهر دقتی و عباس عطارنه بودنِمان نه رفتنِمان فرقی به حال دنیا نمیکند.
«رستم در قرن بیستودوم» نوشته عبدالحسین صنعتیزاده اولینبار در سال ۱۳۱۱ منتشر شد و احتمالاً اولین داستان علمی-تخیلی به زبان فارسیست. داستان از این قرار است که در قرن بیستودوم، در سیستان امروز، دانشمندی به نام جانکاس رستم را دوباره زنده میکند. رستم که پا به دنیای امروز گذاشته، کاملاً گیج و مبهوت است و نمیتواند با شیوه زندگی این قرن جدید ارتباط برقرار کند. او هیچ فهمی از دنیای جدید و امکانات و تغییرات اتفاق افتاده در آن ندارد و جانکاس و دوستان او نیز هیچ کمکی به رستم برای اینکه بتواند فهمی از وضعیت امروز به دست بیاورد، نمیکنند. رستم نمیداند که چرا همه چیز تغییر پیدا کرده؟ نه مردم و نه سیستان دیگر آن مردم و سیستانی که او میشناخت نیستند. برای رستم زندگی امروز، هیچ ربطی به تجربهای که او از زندگی داشت ندارد. این نفهمیدن، عدمشناخت و ناتوانی در ارتباط با دنیای جدید، رستم را در یک استیصال و درماندگی عمیق فرو میبرد. داستان «رستم در قرن بیستودوم» اگرچه درونمایه علمی-تخیلی دارد، اما سرشار از مضمونهای اجتماعی و فرهنگیست و صنعتیزاده بهخوبی توانسته فضای ایران را در سالهای حاکمیت پهلوی اول ترسیم کند؛ ایرانی که دوران تغییر و تحول سریع را پشت سر میگذارد. همهچیز در حال عوضشدن است؛ از کوچه و خیابانهای شهر تا لباس و غذا و آداب و رسوم مردم. زندگی همراه با ماشین، موتور، قطار، هواپیما، برق، تلفن و.. این همه تغییر برای رستم نه فقط غیرقابلتحمل، که بیشتر غیرقابلباور است. رستم در نهایت توان تحمل قبول زندگی در قرن بیستودوم را ندارد، و در پایان از جانکاس میخواهد که او را خاکستر کند و به دورانی بفرستد که به آن تعلق دارد. «رستم در قرن بیستودوم» نوشته عبدالحسین صنعتیزاده اگرچه تقریباً از لحاظ ادبی و حتی شخصیتپردازی، بسیار ابتدایی و ضعیف است، ولی از لحاظ مفهومی اثری قوی و تاملبرانگیز است و دقیقاً به تغییرات جامعه ایران در آغاز قرن جدید اشاره میکند؛ مواجهه انسان ایرانی -که انگار از قافله تمدن جامانده- با تمدن مدرن و مولفهها و دستاوردهای آن (یا شاید ملامتهای آن) و چگونگی پذیرش و فهم و از همه مهمتر زیستن آن؛ همان که رستم هم در آخر از پس آن برنیامد. *«رستم در قرن بیستودوم» در سال ۱۳۹۶ با ویراستاری مهدی گنجوی و مهرناز منصوری همراه با مقدمهای از جمالزاده و نامهای از نیما یوشیج به صنعتیزاده توسط انتشارات نفیر مجدداً منتشر شد.
بهمن محصص در جستجوی هویتی عمیقتر انکریکو کریسپولتی ترجمه: فیروزه یلدا *مجله کلک، شماره ۲، اردیبهشت ۱۳۶۹.
با یک چشم هم میشود دید اما نصف دنیا را، که میدانم راضیات نمیکند. تو لحظههایی هستی از ساعتها، ساعتهایی هستی از روزها، روزهایی از ماهها و ماههایی از سال. تو سالهایی از یک قرن هستی. یک قرن که در شبی از من میگذرد... *از نامههای پرویز اسلامپور به یداله رویایی. نامهها یداله رویایی - پرویز اسلامپور از ۱۳۵۰ - ۱۳۸۴
نخستین کنگره نویسندگان ایران تهران، تیر ۱۳۲۵. سخنرانان اصلی: علیاصغر حکمت، پرویز ناتل خانلری، فاطمه سیاح و احسان طبری.
سی سال و بیشتر با مهدی اخوان نوشته ابراهیم گلستان *مجله ایرانشناسی، سال دوم، شماره ۸، زمستان ۱۳۶۹.
جدال نقش با نقاش در آثار سیمین دانشور هوشنگ گلشیری *انتشارات نیلوفر، تهران، زمستان ۱۳۷۶. گلشیری در این کتاب به نقد و بررسی آثار سیمین دانشور از آتش خاموش تا سووشون میپردازد. بخش مهمی از کتاب مشخصاً درباره سووشون است و گلشیری تمام جنبههای آن را به دقت مورد نظر و بررسی قرار میدهد.
دنیا، خانه من است ۵۰ نامه از نیما یوشیج به کوشش سیروس طاهباز *کتاب زمان، تهران، ۱۳۵۰. ... من اگر عقل معاش ندارم در عوض عقلی علمی کاملا در من موجود است. به تمام اسرار اخلاق بشری، از هر صنف که باشد، آشنا هستم. امروز من مربی قوم و واضع قوانین تازهام. محتاج به این نیستم که مرا نصیحت کنند.
خطاب به پروانهها و چرا من دیگر شاعر نیمایی نیستم رضا براهنی نشر مرکز، ۱۳۷۴.
«موریانه» آخرین رمان بزرگ علویست که اولینبار در ۱۳۶۸ منتشر شد. راویِ داستان، یک مامور ساواک است که بعد از انقلاب شروع به گفتن خاطرات خود میکند؛ که چگونه وارد ساواک شد، چه وظیفهای داشت و کلاً در ساواک چه میگذشت. داستان در واقع نوعی بازخوانی وقایع تاریخ معاصر ایران (از سالهای پایانی دهه ۳۰ به بعد) توسط یک ساواکی تا سقوط نظام پهلوی در بهمن ۵۷ است. کتاب با اینکه کمبودهای بسیاری دارد؛ چه از لحاظ ادبی و چه از لحاظ فرم -که در بخشهایی بیشتر شبیه به یک گزارش است تا اینکه مشخصههای یک رمان را داشته باشد- اما اینکه بزرگ علوی بهعنوان یک مارکسیست، چگونگی مواجهه و روایت یک ساواکی را در برخورد با وقایع تاریخی و مشخصاً فروپاشی پهلوی -که موریانهها به جانش افتادهاند- ترسیم میکند (یا تلاش میکند که ترسیم کند)، کتاب را خواندنی میکند.
اندر آداب چاینوشی؛ یا بهترین طریقه دمکردن یک فنجان چای نوشته قاسم هاشمینژاد این جستار کوتاه قاسم هاشمینژاد درباره آداب چای درستکردن و چای نوشیدن آنقدر زیبا و خواندنیست که آدم از لذتِ خواندن آن سیر نمیشود. بدون اینکه دست و بالتان را بسوزانید، بلد هستید یک فنجان چای دیشلمه گوارا بار بگذارید؟ ممکن است این سؤال بدیهی درباره یک کار بدیهی، یعنی چای دمکردن، مثل خیلی از سؤالهای بدیهی دیگر، قدری بیربط و حتی احمقانه جلوه کند ولی بهعنوان یک متفنن صاحب تجربه در این زمینه، باید یادآوری کنم که هیچ آدابی سادهتر اما عمیقاً متنوعتر از آداب چای نیست. در هیچیک از کتابهایی که به هنر آشپزی اختصاص دارد و این روزها از پر فروشترین کتابهاست، من به دستورالعملی برای تهیه چای برنخوردهام. ممکن است ایراد بگیرید که چای دمکردن دخلی به هنر عزیز طباخی ندارد. این طرز تلقی کاملا اشتباه است. هر چند چای را میتوان روی منقل و کنار بخاری هم دم کرد اما به هر حال سنت این است که روی اجاق، قوری را بار بگذارند. حتی روی آن دمکش مینهند که چای عمل بیاید و همه این کارها در آشپزخانه صورت میگیرد. بنابراین هنر چای دمکردن یک امر کاملا آشپزخانهای و از مقولههای تفکیکناپذیر هنر طباخی است و در عینحال، به فرهنگ غذایی قومی پیوسته است. *اولینبار در هفتهنامه رستاخیز جوان (۱۱ اسفند ۱۳۵۵) منتشر شده و بعدتر در کتاب «بوته بر بوته» (نشر هرمس) نیز چاپ میشود.
علیاکبر سیاسی در سال ۱۳۰۹ از رساله دکتری خود با عنوان «پرشیا در تماس با غرب: یک مطالعه تاریخی و اجتماعی» در دانشگاه سوربن دفاع کرد. این رساله توانست جایزه فرهنگستان فرانسه (L'Académie française) را دریافت کند. رساله دکتری علیاکبر سیاسی که اولینبار در ۱۹۳۱ به فرانسه منتشر شد، در فوریه ۲۰۲۳ به انگلیسی ترجمه و چاپ شد. در این یادداشت سعی کردم به معرفی کلی این رساله تاریخی و بخشهای مختلف آن بپردازم.
«جننامه» اثر هوشنگ گلشیری که نوشتن آن تقریباً چیزی حدود ۱۳ سال طول کشیده و خودِ گلشیری اعتقاد داشت که این رمان مهمترین کارش است. کل کتاب در پنج مجلس تنظیم شده و من تازه به مجلس دوم رسیدم. مجلس اول درباره دوران کودکی راویست؛ خستهکننده، ضعیف و تقریباً بدون هیچ لحظه درخشانی، امیدوارم در ادامه بهتر پیش برود.
درنگی بر رمان «سورةالغراب» محمود مسعودی با عنوان از «قاف» تا «ق» از «شانه» تا «شمشیر» نوشته حورا یاوری (صفحه ۱۱۵ تا ۱۲۵) *مجله ایراننامه: سال نهم، شماره ۱، زمستان ۱۳۶۹.
نقدی بر رمان «سورةالغراب» محمود مسعودی با عنوان «شعور شک در برابر حماقت یقین» نوشته پرتو نوریعلا (صفحه ۱۱ تا ۲۵) *هنر و آگاهی؛ مجموعه نقدهای ادبی و هنری پرتو نوریعلا.
کتاب «اندیشههای میرزا فتحعلی آخوندزاده» که یکی از مهمترین آثار فریدون آدمیت است، تنها یکبار در سال ۱۳۴۹ توسط انتشارات خوارزمی منتشر شد و پس از آن سیدحسین نصر از شاه خواست که انتشار آن را به دلیل ترویج تفکر الحادی و ضداسلامی ممنوع کند؛ شاه هم پذیرفت و دستور جمعآوری کتاب و عدم انتشار آن را داد. *ایرج پارسینژاد، یادها و دیدارها، نشر نو، ۱۴۰۱.
«سورهالغراب» نوشته محمود مسعودی بدون شک یکی از بهترین رمانهای فارسی است. فرم پیچیده و ساختاری چند لایه و ترکیب رویا و واقعیت و سرشار از تمثیل، «سورهالغراب» را به یک اثر مهم و تاملبرانگیر تبدیل کرده است. رمانی که حتی نفهمیدن آن نیز لذتبخش است؛ و شاید اصلاً نباید برای فهمیدن آن تلاش کرد و تنها به خواندن ادامه داد و تا پایان از آن لذت برد. رمان با آیه ۲۳ سوره بقره شروع میشود: «اگر از آنچه بر بنده خود نازل کردهایم به شک اندرید، سورهای مانند آن بیاورید.» و مسعودی با نوشتن «سورهالغراب» در ۸۱ آیه به این ادعا خیلی جانانه و دقیق جواب میدهد.
«فیالواقع هر دولتی که مُلّاها خود را مدخلِ آن نموده، بنا را به حیلهبازی گذراند، هرگز آن دولت و آن ولایت ترقی نخواهد کرد.» فریدون آدمیت در کتاب «فکر آزادی و مقدمه نهضت مشروطیت» (ص ۳۴ و ۳۵) به نقل از میرزا محمدصالح شیرازی در سفرنامه.