از راست: کاوه گلستان، منوچهر دقتی و عباس عطارنه بودنِمان نه رفتنِمان فرقی به حال دنیا نمیکند.
سخنرانی کوتاه حسن تقیزاده درباره ضرورت اصلاحات ارضی در کنگره ملی دهقانان ایران، دی ۱۳۴۱. *صحبتهایِ حسن تقیزاده در ویژهبرنامه رادیو ایران با موضوع کنگره ملی دهقانان ایران پخش میشود، گوینده این برنامه رادیویی تقی روحانی است.
اجرایِ «دل میرود زِ دستم» پریسا سنتور: پرویز مشکاتیان تار: داریوش طلایی کمانچه: داود گنجهای قانون: سیمین آقارضی تنبک: محمود فرهمند *نیمه اول دهه ۵۰
ساعدی: واپسین دیدار ساخته سیروس وقوعی در این مستند تصاویر و فیلمهای مهمی از غلامحسین ساعدی برای اولینبار نشان داده میشود، بهویژه سخنرانی ساعدی در شهر استکهلم که در آن از روزهای انقلاب ایران و مشخصاً وضعیت هنر در آن سالها میگوید. در این فیلم همچنین تصاویری از مراسم خاکسپاری پیکر غلامحسین ساعدی در گورستان پرلاشز در پاریس و سخنرانان آن مراسم نیز آمده است. هما ناطق، ناصر پاکدامن، محسن یلفانی، ناصر رحمانینژاد، مهین جزنی، منوچهر محجوبی و.. از جمله افرادی هستند که در این مستند از اهمیت کار و اندیشه غلامحسین ساعدی میگویند.
این جماعت سلطنتطلب که به معنای واقعی گند و کثافتهایی هستند که در بخش زبالهدانِ تاریخ دست و پا میزنند، همه زشتیها را باهم دارند: هم فاشیست هستند و هم متوحش؛ و بدتر از همه اینکه، میراث شعبون بیمخ را جانانه حفظ کردهاند و هر روز با افتخار مرزهایِ لمپنیسم را جابهجا میکنند. این مملکت قبل از انقلاب سیاسی به سالها تغییر و تحول جدی و پیوسته فرهنگی و اجتماعی نیاز دارد؛ شاید حتی بیشتر از یک قرن؛ وگرنه انقلاب یا هر تغییر سیاسی بزرگ بدون پیشزمینه انباشتی از تغییر و تحولهایِ فرهنگی و اجتماعی، دوباره از چاه به چاله افتادن است، مخصوصاً با این وضعیت وحشتناکی که امروز وجود دارد. مانند آنچه در غرب در یک فرآیند بیش از پانصد سال اتفاق افتاد، ما هم راهی جز طی کردنِ این مسیر با توجه به الزامات مختص به خود را نداریم. هنوز از برآمدنِ عصر بیداری و انقلاب مشروطیت کمتر از ۱۵۰سال میگذرد و باید فعلاً ادامه دهیم، متاسفانه هیچ میان بر و راه نزدیکتری هم در تاریخ وجود ندارد. *ببخشید اگر این ویدیو تهوعآور را اینجا منتشر کردم، ولی این ویدیو بخشی از واقعیت غمانگیز امروز ماست.
رضا براهنی: پیغمبری که خدایش او را از یاد برده بود فیلمی از حامد یوسفی شیدایی خجسته که از من ربوده شد با مکرهای شعبدهباز سپیدهای که دروغین بود پیغمبری شدم که خدایش او را از خویش رانده بود مسدود مانده راه زبان نبوتش من آن جهنمم که شما رنجهایش را در خوابهایتان تکرار میکنید خورشید، هیمهای است مدور که در من است یک سوزش مکرر پنهانی همواره با من است و چشمهای من، خاکستریست که از عمقهای آن ققنوسهای رنج جهان میزایند تنهایم از آن زمان که شیدایی خجستهام از من ربوده شد اینک منم مردی که در صحاری عالم گم شد مردی که بر بنادر میثاق و آشتی بیگانه ماند مغروق آبهای هزاران خلیج دور پیغمبری که خواب ندارد چون شانههای شاد بلندش تعطیل شد تعطیل شد زیبایی جهان آن بغبغوی داغ در ایوان عاشقان آن چشمهسار پچپچه کارام میخلید در صبحدم در گوش هوش تعطیل شد سودای نرم زخمه به تار بزرگوار در شامگاه تعطیل شد تاریکی جهان حق من است.. حق من است تاریکی جهان..
دیروز رفتم به تشییع جنازه ساعدی. کسانِ زیادی آمده بودند. باران میبارید، هوا تیره و آسمان روی زمین افتاده بود. جمعیت منظم و خاموش و آهسته به طرف گور میرفت و همه غمزده بودند؛ غم غربت و دهانِ گشوده مرگ در برابر و تیغ سرنوشتی که سعی میکنیم به شوخی، ندیدهاش بگیریم و به ریشخند برگزارش کنیم. امروز، باری بگذرد، «چو فردا شود فکر فردا کنیم». شاهرخ مسکوب روزها در راه، ۳۰ یازده ۱۹۸۵.
فیلم مستند «زمان در من میوزد» سیری در جهان شاهرخ مسکوب کارگردان: مریم عرفان (۲۰۱۵)
سر ریدر بولارد سفیر انگلیس در ایران در خاطراتِ خودش در روزهایِ شهریور ۱۳۲۰ و انتخاب محمدرضا پهلوی بهعنوان پادشاه ایران نوشته، فروغی نسبت به شاه جدید نظر بدبینانهای داشت، به اعتقاد او «انتظار ندارد هیچ یک از پسرانِ رضاشاه فرد متمدنی باشد». این پیشبینی محمدعلی فروغی در ۸۰ سال پیش، که امروز هم درباره نوه و نتیجه رضاشاه کاملاً درست از آب درآمده، یکی از دقیقترین و مهمترین پیشبینیها در تاریخ معاصر ایران است.
من بهجت صدر؛ نقاشم. ... به پرتگاهها رفتم اما سقوط نکردم. ... از سنگلاخها گذشتم ولی گاهی سنگریزهها آزارم میداد. «بهجت صدر: زمان معلق» ساخته میترا فراهانی (۲۰۰۶)
«معلم: چند سیما و خاطره» یا «بزرگداشت معلمها» فیلم کوتاهی بهکارگردانی عباس کیارستمی است که در سال (۱۳۵۶) ساخته شد. در این فیلم، صحبتهایی پیرامون شغل مهم معلمی و رابطه آن با کودکان از زبان معلمها بازگو میشود.
مستند «احمد محمود؛ نویسنده انسانگرا» (۲۰۰۴) بهکارگردانی بهمن مقصودلو در واپسین ماههایِ زندگی احمد محمود ساخته شده است. مستند مقصودلو درباره احمد محمود مهمترین سند تاریخی (در کنار گفتوگو لیلی گلستان با محمود) درباره زندگی و بهویژه کار ادبی و داستاننویسی او است که پس از انقلاب ۵۷ در ایران ماند و مهاجرت نکرد و با وجود ممنوعیت انتشار آثارش، تا پایان عمر به نوشتن ادامه داد و کمتر با کسی در رفتوآمد و صحبت بود. مقصودلو درباره روزهایِ فیلمبرداری این مستند میگوید: «در آن روزها محمود نازنین سخت بیمار بود، ولی هر طور بود فیلمبرداری را ادامه دادیم و هیچ فکر نمیکردم سه ماه بعد فوت خواهد کرد». به گفته مقصودلو ساخت این مستند بیش از ۲سال طول کشیده است.
سفری با بهمن محصص «محصص در کارگاه نمدمالی» در سال ۱۳۷۵ (۱۹۹۷) بهمن محصص پس از سالها به ایران سفر میکند. در همین سفر است که در یک شبنشینی با شنیدنِ حرفهای بهرام دبیری درباره تجربه نقاشی با نمد، تکنیک ساخت نمد برایش جالب میشود. همین علاقه زمینه سفر او به سمنان و حضور در یک کارگاه نمدمالی را ایجاد میکند. در این سفر بهرام دبیری، سیروس طاهباز و فرهاد ورهرام، بهمن محصص را همراهی میکنند. ورهرام که فیلمهای کوتاهی از این سفر میگیرد (و آن را با نام «سفری با بهمن محصص» منتشر میکند)، درباره حضور محصص در این کارگاه مینویسد: «رفتار محصص در اطراف قالب نمد مانند یک نقاش بود. گاهی از نمد دور میشد و به آن مینگریست و گاه با نوک عصایش مقداری پشم را بر بخشی از پهنه نمد میانداخت و به بهرام و استادکار چگونگی قرار گرفتن پشمها را بر زمینه کار تذکر میداد. در این سفر محصص نمدهایی را با طرحهایِ پرنده، ماهی، جغد و انسان خلق کرد و همه آنها را با پشم سیاه امضا کرد. محصص هر کدام از نمدها را به یکی از همسفرانش داد و بقیه را با خود برد».
«خواستگاری» (۱۳۴۰) به کارگردانی و نویسندگی ابراهیم گلستان و تهیهکنندگی سازمان فیلم گلستان (به سفارش موسسه ملی فیلم کانادا) در سال ۱۳۴۰ موسسه ملی فیلم کانادا تهیه فیلم کوتاهی را به سازمان فیلم گلستان سفارش داد. این فیلم یکی از فیلمهای مجموعه چهار قسمتی بود که بنا داشت با موضوع مطالعه و تحقیق در مورد معاشرت و زندگی زوجهای جوان در چهار کشور کانادا، هند، ایتالیا و ایران ساخته شود. فروغ فرخزاد بهعنوان دستیار کارگردان و بازیگر نقش خواهر داماد در فیلم به ایفای نقش میپردازد. بازی نقش پدر عروس، به جلال آلاحمد پیشنهاد شد اما او نپذیرفت و پرویز داریوش جای او را گرفت. طوسی حائری، محمود هنگوال و هایده تقوی هم در این فیلم بازی میکنند. «خواستگاری» نخستینبار در زمستان ۱۳۴۰ در چهل و سومین جلسه «کانون فیلم» به نمایش درآمد.