از راست: کاوه گلستان، منوچهر دقتی و عباس عطارنه بودنِمان نه رفتنِمان فرقی به حال دنیا نمیکند.
نقاشیها و مجسمههای بهمن محصص کتاب اول (ایتالیا ۱۹۷۷)، به کوشش علی عابدینی. *کتاب دوم و کاملتر بهمن محصص در سال ۲۰۰۷ منتشر شد و در مستند فیفی از خوشحالی زوزه میکشد این کتاب را تنها مرجع شناخت آثار و نوشتههای خود معرفی میکند.
مرحوم ماتیا پاسکال (۱۹۰۴) نوشته: لوئیجی پیرآندللو ترجمه: بهمن محصص (شرکت سهامی کتابهای جیبی، ۱۳۴۸) ماتیا پاسکال، زندگی سخت و پرمشغلهای را در محلهای کوچک پشت سر میگذارد. یک روز، بر حسب اتفاق، ماتیا درمییابد که مقامات دولتی و اداره ثبت احوال، او را مرده تلقی میکنند. او این فرصت را برای شروع یک زندگی جدید غنیمت میشمرد و به شهری جدید نقل مکان میکند و نام و راه جدیدی برای زندگیاش برمیگزیند. اما ماتیا خیلی زود متوجه میشود که این زندگی جدید، به اندازه زندگی قبلیاش، غیرقابل تحمل و عذابآور است. او تلاش میکند که به زندگی سابق خود بازگردد، اما برای این کار خیلی دیر شده؛ چرا که شغل خود را از دست داده و همسرش نیز دوباره ازدواج کرده است. او اکنون نه به زندگی پیشین تعلق دارد، نه به هویتی که ساخته بود. ماتیا در پایان، به زندگیای بینامونشان تن میدهد. در گوشهای خلوت و بیصدا، بهعنوان مرحوم ماتیا پاسکال، روزگار میگذراند؛ کسی که زمانی وجود داشت، اما اکنون تنها خاطرهای از او باقی مانده است.
بر مزار صادق هدایت نوشته یوسف اسحاقپور ترجمه باقر پرهام *انتشارات باغ آینه، تهران، ۱۳۷۳.
روزگاری که گذشت عبدالحسین صنعتیزاده کرمانی *صنعتیزاده از اولین رماننویسانِ معاصر ایرانیست. او در کنار رمان تاریخی، خالق داستانهای علمی تخیلی هم است و از مهمترین آثار او میتوان به «رستم در قرن بیستودوم»، «عالم ابدی»، «مجمع دیوانگان»، «فرشته صلح یا فتانه اصفهانی» و.. اشاره کرد. «مجمع دیوانگان» او اولین اثر آرمانشهر ادبیات فارسی به شمار میرود. کتاب «روزگاری که گذشت» اتوبیوگرافی عبدالحسین صنعتیزاده کرمانیست که آن را در سال ۱۳۴۶ منتشر میکند.
آفتاب بیغروب کاظم تینا تهرانی (۱۳۳۲). *سایههای یک بدبختی اولین داستان کتاب بهنظرم بهترین داستان این مجموعه است (بعد هم خودِ داستان آفتاب بیغروب)؛ ترکیبی از واقعیت و رویا با یک پایان تاثیرگذار. تقریباً همه داستانهای کتاب فضایی مالیخولیایی دارند و شخصیتهای داستان در یک ناتوانی پیوسته بهسر میبرند که همه واقعیت است و رهایی در منطق این زندگی هیچ جایی ندارد.
تبعیدگاه خارک یادداشتهای انجوی شیرازی در زندان خارک ابوالقاسم انجوی شیرازی به کوشش میهن صداقتپیشه انتشارات چاو، ۱۳۸۴.
ماریو بارگاس یوسا، نویسنده برجسته اهل پرو، یکشنبه ۱۳ آوریل در سن ۸۹ سالگی درگذشت. یوسا آخرین نویسنده باقیمانده از جنبش ادبی آمریکا لاتین بین سالهای ۱۹۵۰ تا ۱۹۷۰ بود. پرداختن به رنج، تبعیض، بیعدالتی و نابرابری که بر مردم آمریکای لاتین گذشت، مهمترین وجه مفهومی نوشتههای یوسا است. در واقع نوشتههای او نقش مهمی در برانگیختنِ توجه جهانیان به ادبیات و مسائل اجتماعی و سیاسی این قاره داشت. یوسا چندین کار مهم دارد که تقریباً تمام آنها به فارسی ترجمه شدهاند از جمله «سور بز»، «جنگ آخرالزمان»، «مرگ در آند» و «گفتوگو در کاتدرال» که به نظر من بهترین کار یوسا و یک شاهکار ادبی به معنای واقعیست. رمان داستان سالهای دیکتاتوری ژنرال اودریا در دهههای ۴۰ و ۵۰ میلادی در پرو است؛ سالهایی که قدرت دیکتاتوری در تمامی مویرگهای جامعه نفوذ پیدا کرده و نفسِ آن را بند آورده و یوسا با دقت تمام روابط میان آدمها و جزئیات آن سالها را در روایتهای تو در تو بازگو میکند. با اینکه «گفتوگو در کاتدرال» شاید سختترین نوشته یوسا باشد، اما خواندنِ هر صفحه این رمان، آدم را شگفتزده میکند که چهطور یوسا توانسته این رمان را در سن ۳۳سالگی بنویسد؟ خودِ یوسا درباره این کتاب میگوید: «اگر مجبور شوم روزی از میان آتش یکی از کتابهایم را نجات دهم، آن کتاب گفتوگو در کاتدرال است.»
صادق چوبک از جوانی بهشدت تحتتاثیر نوشتههای میرزا آقاخان کرمانی و رساله «صد خطابه» او بوده و مشخصاً در داستان «چراغ آخر» برداشتهای خود از این رساله را در قالب یک داستان بازگو میکند. *«صد خطابه» اثری نیمهکاره شامل چهل و دو خطابه سیاسی به قلم میرزا آقاخان کرمانیست. موضوع کتاب پیرامون اوضاع نابهسامان ایران و ضرورت اصلاح همگانی و نشاندادنِ وضع فلاکتبار ملت ایران است که از زبان شاهزاده کمالالدوله دهلوی به دوستش نواب جلالالدوله، شاهزاده ایران، نگاشته شده. آقاخان کرمانی در این اثر با رویکردی انتقادی به وضعیت اجتماعی و سیاسی ایران در دوران قاجار پرداخته و چرایی واپسگرایی ایران را از منظری تاریخی توضیح میدهد. او با تاکید بر ضرورت انجام اصلاحات و تغییرات اساسی در جامعه، به شرح فساد حکومتی، بیعدالتی، عقبماندگی فرهنگی، و ضرورت آگاهیبخشی به مردم میپردازد. نوشته آقاخان کرمانی از نظر سبک نوشتاری و نحوه بیان، بهنوعی نماد روشنگری و بیداری در دوران خود بود و تأثیر زیادی بر روشنفکران و فعالان اجتماعی و سیاسی گذاشت. تلاش او این بود که مردم را به تفکر و تغییر نگرش برای بیرون آمدن از منجلاب عقبماندگی با یک زبان ساده و قابلفهم دعوت کند. احمد کسروی، صادق هدایت، علی دشتی، صادق چوبک، محمدعلی جمالزاده و.. تحتتاثیر رساله صد خطابه میرزا آقاخان کرمانی قرار گرفته بودند؛ و در ادبیات و داستاننویسی شاید تنها چوبک بود که توانست همچون میرزا آقاخان کرمانی خیلی بیپرده و صریحاللهجه به مسائل حساس جامعه ایران بپردازد، بهویژه در آخرین رمان خود «سنگ صبور».
میرزا آقاخان کرمانی و صادق چوبک ایرج پارسینژاد *مجله ایرانشناسی، شماره ۴۵، بهار ۱۳۷۹.
خاطرهها و تحلیلها: از کشف حجاب تا انقلاب اسلامی گفتوگوی نگین نبوی با احمد اشرف *ایران نامگ، شماره ۴، زمستان ۱۳۹۹.
گذاری بر گذرانِ علمی-اجتماعی فاطمه سیاح بخش سوم نوشته مهری بهفر *مجله حقوق زنان، شماره ۱۴، ۱۳۷۹.
گذاری بر گذرانِ علمی-اجتماعی فاطمه سیاح بخش دوم نوشته مهری بهفر *مجله حقوق زنان، شماره ۱۳، ۱۳۷۸.
گذاری بر گذرانِ علمی-اجتماعی فاطمه سیاح بخش اول نوشته مهری بهفر *مجله حقوق زنان، شماره ۱۲، ۱۳۷۸.
یک نقطهى بزرگ روشن همواره قلبم را مىفشارد سال بهار كه مىرسد چلچلهها به ياد مىآيند و من از ياد مىروم. *از کتاب وصلت در منحنی سوم پرویز اسلامپور (۱۳۴۶).