از راست: کاوه گلستان، منوچهر دقتی و عباس عطارنه بودنِمان نه رفتنِمان فرقی به حال دنیا نمیکند.
دستادست ایستادهایم حیرانیم اما از ظلماتِ سردِ جهان وحشت نمیکنیم نه وحشت نمیکنیم.
شبهایِ نویسندگان و شاعران ایران شبهایِ شعر گوته از ۱۸ تا ۲۷ مهر ۱۳۵۶ با همکاری کانون نویسندگان ایران و انجمن روابط فرهنگی ایران و آلمان؛ انستیتو گوته. شب هشتم: مصطفی رحیمی محمدعلی مهمید اصغر واقدی جلال سرافراز فرخ تمیمی شاهرخ صفایی نصرت رحمانی
برایِ امروز سرود «رود» با صدایِ داوود شرارهها شعر از سعید سلطانپور. رود میگذرد در شب آیینه رود خفته هزاران گل در سینهٔ رود گلبن لبخند فردایی موج سرزده از اشک سیمینهٔ رود فرازِ رود نغمهخوان شکفته باغ کهکشان میسوزد شب در این میان رود و سرودش اوج و فرودش میرود تا دریای دور باغ آیینه دارد در سینه میرود تا ژرفای دور موجی در موجی میبندد بر افسون شب میخندد با آبیها میپیوندد فردا رود افشان ابریشم در دریا میخوابد خورشید از باغ خاور میروید بر دریا میتابد موجی در موجی میبندد بر افسون شب میخندد با آبیها میپیوندد فردا رود طغیان شور افکن در دریا میخوابد خورشید از شرق سوزان میروید بر دریا میتابد موجی در موجی میبندد بر افسون شب میخندد با آبیها میپیوندد
از صبا حکایتی زِ روزگار من بشنو، باز آ باز آ سویِ رهی چون روشنی از دیدهِ ما رفتی با قافله باد صبا رفتی.. آهنگساز: مرتضی محجوبی شاعر: رهی معیری خواننده: غلامحسین بنان در گوشه دیلمان از آواز دشتی
شبهایِ نویسندگان و شاعران ایران شبهایِ شعر گوته از ۱۸ تا ۲۷ مهر ۱۳۵۶ با همکاری کانون نویسندگان ایران و انجمن روابط فرهنگی ایران و آلمان؛ انستیتو گوته. شب هفتم: داریوش آشوری اسلام کاظمیه جعفر کوشآبادی علی باباچاهی جواد مجابی حمید مشرفتهرانی (م. آزاد)
نیآمد شتاب کردم که آفتاب بیآید نیآمد دویدم از پیِ دیوانهای که گیسوانِ بلوطش را به سِحرِ گرمِ مرمرِ لُمبرهایش میریخت که آفتاب بیآید نیآمد به رویِ کاغذ و دیوار و سنگ و خاک نوشتم که تا نوشته بخوانند که آفتاب بیآید نیآمد چو گرگ زوزهِ کشیدم، چو پوزهِ در شکمِ روزگارِ خویش دویدم، شبانه روز دریدم، دریدم که آفتاب بیآید نیآمد چه عهدِ شومِ غریبی! زمانه صاحبِ سگ؛ من سگش چو راندم از درِ خانه زِ پشت بامِ وفاداری درونِ خانه پریدم که آفتاب بیآید نیآمد کشیدهِها به رُخانم زدم به خلوتِ پستو چو آمدم به خیابان دو گونه را چُنان گدازهیِ پولاد سویِ خلق گرفتم که آفتاب بیآید نیآمد اگرچه هق هقم از خواب، خوابِ تلخ برآشفت خوابِ خسته و شیرینِ بچههایِ جهان را ولی گریستن نتوانستم نه پیشِ دوست نه در حضور غریبه نه کُنجِ خلوتِ خود گریستن نتوانستم که آفتاب بیآید نیآمد. *امروز ۵/فروردین سالروزِ درگذشت رضا براهنی است.
نسیم فروردین با صدایِ مرضیه شعر: بیژن ترقی آهنگ: پرویز یاحقی ترانه «نسیم فروردین» اولین ترانه بهاریهای است که به مناسبت نوروز از رادیو ملی پخش شده است. بیژن ترقی درباره این ترانه میگوید: «نسیم فروردین شعری بود که در سال ۱۳۳۷ رویِ آهنگ دوست عزیزم پرویز یاحقی گفتم و بهعنوان اولین ترانه نوروزی با صدایِ مرضیه از رادیو پخش شد و از آن به بعد بود که ساخت ترانههایِ بهاریه رایج شد».
شبهایِ نویسندگان و شاعران ایران شبهایِ شعر گوته از ۱۸ تا ۲۷ مهر ۱۳۵۶ با همکاری کانون نویسندگان ایران و انجمن روابط فرهنگی ایران و آلمان؛ انستیتو گوته. شب ششم: هوشنگ گلشیری سیاوش کسرایی فریدون مشیری محمد خلیلی حسن ندیمی
قسم به چشمهایِ سُرخات اسماعیل عزیزم، که آفتاب، روزی، بهتر از آن روزی که تو مُردی خواهد تابید قسم به موهایِ سفیدت که مدتی هم سرخ بودند که آفتاب روزی که آفتاب روزی که آفتاب روزی بهتر از آن روزی که تو مُردی خواهد تابید ای آشنایِ من در باغهایِ بنفش جنون و بوسه! ای دراز کشیده بر رویِ تختخواب فنری بیمارستان «مهرگان»! ای آزادیخوانِ فقیر بر رویِ پلههای مهربان! ای اشکهای تنهایِ سپرده به نسیم باد تیمارستان! ای شاعرتر از شعرهایِ خود و شعرهایِ ما! ای تباه شده در دانشگاه، در مدارس، در کافهها، میخانهها و در محبت زن و فرزند و دوستان نمکنشناسی چون ما! ای امیدوار به این خیال که زمانی «استالین» در خیابان «چرچیل» ظهور خواهد کرد و «رفقایت» برایِ معالجه شاش بندت تو را به «مسکو» خواهند فرستاد! ای متناقض ابدی! عاشق «استالین»، «دوگل»، «آلاحمد»، «هوشیمینه» زنی رنگینچشم، و «سیاوش کسرایی»، با هم! ای که در تیمارستانهایِ تهران، خواب بیمارستانهایِ سواحل «کریمه» را میدیدی! ای که میخواستی پسرت را به شوروی بفرستی به جایش به آمریکا فرستادی! ای که از خانه اجارهایات در «امیرآباد» خواب جایزه، «لنین» را میدیدی! از پلههایِ گرانقیمت تیمارستانی خصوصی که حقوق تقاعدت را بالا میکشید، صلایِ آزادی در میدادی! و گمان میکردی «ب» از قماش «کاسترو»ست و «ک» از کرباس «لنین»! ای متناقض ابدی! که سادگی روحت به پیچیدگی همه عقایدت میچربید، و سادگیات کندویِ عسلی بود که انگار فقط یک ملکه داشت، و زنبورهایِ دیگرش نبودند! ای مثل باغی از درختان گردو در ذهن کودکان سادهِ شعر! ای اسماعیل..
شبهایِ نویسندگان و شاعران ایران شبهایِ شعر گوته از ۱۸ تا ۲۷ مهر ۱۳۵۶ با همکاری کانون نویسندگان ایران و انجمن روابط فرهنگی ایران و آلمان؛ انستیتو گوته. شب پنجم: باقر مومنی اسماعیل شاهرودی سعید سلطانپور اورنگ خضرایی علی موسوی گرمارودی *سلطانپور صحبتهایِ خود را با این جمله آغاز میکند: «سلام شكستگان سالهایِ سیاه، تشنگانِ آزادی، خواهران و برادارانم، سلام».
چون زلف نگاری ای شب بس تیره و تاری ای شب پایان تو نداری ای شب.. برایِ امروز و همه شبهایی که پایان ندارند..
شبهایِ نویسندگان و شاعران ایران شبهایِ شعر گوته از ۱۸ تا ۲۷ مهر ۱۳۵۶ با همکاری کانون نویسندگان ایران و انجمن روابط فرهنگی ایران و آلمان؛ انستیتو گوته. شب چهارم: غلامحسين ساعدی هوشنگ ابتهاج مفتون امينی حسين منزوی عظيم خليلی عليرضا نوریزاده
شبهایِ نویسندگان و شاعران ایران شبهایِ شعر گوته از ۱۸ تا ۲۷ مهر ۱۳۵۶ با همکاری کانون نویسندگان ایران و انجمن روابط فرهنگی ایران و آلمان؛ انستیتو گوته. شب سوم: بهرام بیضایی شمس آلاحمد محمد زهری طاهره صفارزاده سیروس مشفقی فاروق امیری محمد کسیلا
شبهایِ نویسندگان و شاعران ایران شبهایِ شعر گوته از ۱۸ تا ۲۷ مهر ۱۳۵۶ با همکاری کانون نویسندگان ایران و انجمن روابط فرهنگی ایران و آلمان؛ انستیتو گوته. شب دوم: منوچهر هزارخانی محمدعلی بهمنی عمران صلاحی م. آزرم (نعمت میرزازاده) کاظم سادات اشکوری