از راست: کاوه گلستان، منوچهر دقتی و عباس عطارنه بودنِمان نه رفتنِمان فرقی به حال دنیا نمیکند.

ناصر پاکدامن امروز (۳ اردیبهشت ۱۴۰۲) در سن ۹۱ سالگی در پاریس درگذشت. پاکدامن استاد اقتصاد و پژوهشگر علوماجتماعی بود که گرایش چپِ نزدیک به جبهه ملی داشت و در کانون نویسندگان ایران نیز نقش پررنگی داشت. او پس از انقلاب ۵۷، در وقایعِ انقلاب فرهنگی از دانشگاه اخراج شد و به فرانسه مهاجرت کرد و در دانشگاه پاریس مشغول به تدریس شد. پاکدامن و هما ناطق کمکیارِ ساعدی در انتشار «الفبا» بودند. «قتلِ کسروی» یکی از مهمترین کارهای پاکدامن است. کتاب «۸۲ نامه صادق هدایت به شهید نورایی» نیز با مقدمه و توضیحاتِ پاکدامن منتشر شده است.
![نزدیکی رضا پهلوی به حامد اسماعیلیون، نه از مشی دموکراتیک و میل به تکثرگرایی پهلوی، که بیشتر استفاده از امکانهای اسماعیلیون پس از تجمع برلین بود؛ پهلوی با قدرتزدایی از اسماعیلیون، به قدرت خود افزود و خیلی زودتر با او خداحافظی کرد: همان لحظهای که اسماعیلیون رضا پهلوی را «شاهزاده» نامید. اسماعیلیون نه تنها قافیه را به رضا پهلوی باخت، بلکه خیلی هم دیر دوزاریاش افتاد که «بله» حسابی قافیه را باخته است. اسماعیلیون وقتی از شورای همبستگی خارج شد که رضا پهلوی پیشتر خارج شده بود و از مشروعیت اسماعیلیون به نفع پررنگکردن حضور خود در عرصه عمومی استفاده کرد: زاغکی که قالب پنیر را به حیله روبه باخت. اسماعیلیون در هیئتی سینه زد که نباید میزد؛ و این سینهزدن اسماعیلیون [ناخواسته] به ضرر پیشروی جنبش در داخل بهواسطه ایجاد شک و تردید و چنددستگی و ریزش در نیروهای بیشتر مترقی شد.
*اینکه خودِ رضا پهلوی هم در ادامه بد بازی کرد، مسئله ثانویه است و ربطی به موفقیت در قدرتزدایی از اسماعیلیون ندارد.](/_next/image?url=https%3A%2F%2Fmedia.batarikh.xyz%2F-1001260717766%2F298.jpg&w=3840&q=75)
نزدیکی رضا پهلوی به حامد اسماعیلیون، نه از مشی دموکراتیک و میل به تکثرگرایی پهلوی، که بیشتر استفاده از امکانهای اسماعیلیون پس از تجمع برلین بود؛ پهلوی با قدرتزدایی از اسماعیلیون، به قدرت خود افزود و خیلی زودتر با او خداحافظی کرد: همان لحظهای که اسماعیلیون رضا پهلوی را «شاهزاده» نامید. اسماعیلیون نه تنها قافیه را به رضا پهلوی باخت، بلکه خیلی هم دیر دوزاریاش افتاد که «بله» حسابی قافیه را باخته است. اسماعیلیون وقتی از شورای همبستگی خارج شد که رضا پهلوی پیشتر خارج شده بود و از مشروعیت اسماعیلیون به نفع پررنگکردن حضور خود در عرصه عمومی استفاده کرد: زاغکی که قالب پنیر را به حیله روبه باخت. اسماعیلیون در هیئتی سینه زد که نباید میزد؛ و این سینهزدن اسماعیلیون [ناخواسته] به ضرر پیشروی جنبش در داخل بهواسطه ایجاد شک و تردید و چنددستگی و ریزش در نیروهای بیشتر مترقی شد. *اینکه خودِ رضا پهلوی هم در ادامه بد بازی کرد، مسئله ثانویه است و ربطی به موفقیت در قدرتزدایی از اسماعیلیون ندارد.

از صندوقی در سرداب قدیمی خانه ما ابراهیم گلستان فصلنامه فراسو، سال سوم، شماره دوازدهم، زمستان ۱۳۸۹ عکس جلد کتاب از: The Reign Of Terror, Edward Browne
![- شاپور بختیار: «حالا بعضیها میگویند که ما داشتیم ژاپن میشدیم، ما داشتیم چنین میشدیم، اینها از اباطیل [است] بهنظر بنده؛ اشخاصی که این را میگویند یا نادانند، یا خودشان در آن موضع، وضعیت خوبی از نظر اقتصادی و سیاسی داشتهاند.»
- رضا پهلوی درباره شرایط پیش از انقلاب ۵۷: «این انقلاب اگر رخ نمیداد، ایران شاید ژاپن نمیشد، اما کره جنوبی میشد.»](/_next/image?url=https%3A%2F%2Fmedia.batarikh.xyz%2F-1001260717766%2F293.jpg&w=3840&q=75)
- شاپور بختیار: «حالا بعضیها میگویند که ما داشتیم ژاپن میشدیم، ما داشتیم چنین میشدیم، اینها از اباطیل [است] بهنظر بنده؛ اشخاصی که این را میگویند یا نادانند، یا خودشان در آن موضع، وضعیت خوبی از نظر اقتصادی و سیاسی داشتهاند.» - رضا پهلوی درباره شرایط پیش از انقلاب ۵۷: «این انقلاب اگر رخ نمیداد، ایران شاید ژاپن نمیشد، اما کره جنوبی میشد.»

«اگر عمرم ۳۰ دفعه تکرار شود، باز هم خواهم گفت دموکراسی تنها راه نجات ایران است؛ هر قدر مشکل باشد، هر قدر دشوار باشد و هر قدر که ما ناپخته باشیم.» شاپور بختیار
![«این آقا [محمدرضا پهلوی] خیال میکرد مردم بیشعور هستند. گفتم آقا بدانید شعور را خداوند به هرکس داده است، حالا این با تحصیل تقویت میشود، اما نمیشود گفت مردم بیشعور هستند، آخر چرا بیشعورند؟ قدرت تشخیص که دارند، بقال، قصاب، عطار همه قدرت تشخیص دارند.»
گفتوگو حبیب لاجوردی با علی امینی
در پروژه تاریخ شفاهی ایران دانشگاه هاروارد](/_next/image?url=https%3A%2F%2Fmedia.batarikh.xyz%2F-1001260717766%2F291.jpg&w=3840&q=75)
«این آقا [محمدرضا پهلوی] خیال میکرد مردم بیشعور هستند. گفتم آقا بدانید شعور را خداوند به هرکس داده است، حالا این با تحصیل تقویت میشود، اما نمیشود گفت مردم بیشعور هستند، آخر چرا بیشعورند؟ قدرت تشخیص که دارند، بقال، قصاب، عطار همه قدرت تشخیص دارند.» گفتوگو حبیب لاجوردی با علی امینی در پروژه تاریخ شفاهی ایران دانشگاه هاروارد

حسن تقیزاده به ابراهیم خواجهنوری: «من خودم میدانم که در بعضی چیزها دقتم به درجه وسواس میرسد، ولی برای اینکه بدانید از من هم وسواسیتر هست، باید مثلی از دوست مرحومم محمد قزوینی بگویم و آن این است که آن مرحوم روزی به من میگفت اگر دوست عزیزی را سالها ندیده باشم و او مرا به خورش اسفناج که بیاندازه دوست میدارم دعوت کند، و در نامهاش اسفناج را «اصفناج» بنویسد، هم دعوتش را حتماً رد میکنم و هم احتمال دارد به کلی با او قطع رابطه نمایم». اولین برخورد ابراهیم خواجهنوری انتشارات کتاب کیهان (۱۳۳۹)

در تاریخنگاری ما خبری از فعالیت و کارنامه حزب تجدد که در اواخر مجلس چهارم به هنگام تبدیل شدن رضاخان به رضاشاه تاسیس شد، نیست. اگر تدین و داور و تیمورتاش و فروغی نبودن، رضاخان یک نظامی دستِ چندمی بیشتر نبود. حزب تجدد کاتالیزور سلطنت رضاشاه و ساخت دولت مدرن و آغاز پروگرام توسعه بود. همه تلاش فیگورهایی مثل فریدون آدمیت و مشخصاً ایرج افشار این بود که ساخت یا روایتِ ایران مدرن را از چنگال این دست تاریخسازیهایِ مبتنی بر فعلِ پدر تاجدار نجات دهند. سادهانگاری است که فکر کنیم از دلِ مشی رضاشاهی که تنبیه از نوع انداختن آدمها در تنور بود، ایران مدرن ساخته شد.

در اول شهریور ۱۳۳۳ کنگره ایرانشناسان نامی جهان مرکب از ۲۱نفر در کمبریج تشکیل شد، که حسن تقیزاده نیز از اعضای شرکتکننده در آن بود. تقیزاده به پیشنهاد پروفسور هنریک سموئل نیبرگ، خاورشناس و ایرانشناس برجسته سوئدی، و به اتفاق آراء به ریاست افتخاری کمیته اجرایی انتخاب گردید تا ترتیب تدوین و مجموعهای را که شامل همه کتیبههای ایرانی است بدهند. چندی بعد گروه بزرگی از اندیشمندان خاورشناس اروپایی کتابی حاوی مقالههای مختلف با موضوع ایرانشناسی بیرون آوردند، که آن را به مناسبت هشتاد سالگی تقیزاده تقدیم به او کردند، آنها نام این مجموعه را «ران ملخ» نامیدند؛ و این نامیدن به سبب فروتنی تقیزاده بود که ۳۱نفر از خاورشناسان برجسته برای تجلیل از مقام علمی او چنین کتابی را به زبانهای فرانسه، انگلیسی و آلمانی تالیف و منتشر کردند.

مهرانگیز دولتشاهی در پایان مصاحبه خود با پروژه تاریخ شفاهی بنیاد مطالعات ایران در موضوع اجازه انتشار این مصاحبه با خط خود نوشته است: «تا سال ۱۳۷۵ شمسی یا تا سقوط رژیم جمهوری اسلامی محفوظ بماند و پس از آن استفاده از آن آزاد خواهد بود». مهرانگیز دولتشاهی در سن ۹۰ سالگی در مهر ۱۳۸۷ در پاریس درگذشت.

سناتور دکتر صادق رضازاده شفق استاد برجسته دانشگاه در مجلس ترحیم حسن تقیزاده (۱۵ بهمن ۱۳۴۸) درباره او میگوید: «چهطور میشود چندین سال نماینده مجلس شورای ملی، نماینده مجلس سنا، رئیس مجلس سنا، استاندار، وزیر، سفیر، مشاور عالی، رئیس چندین انجمن و مرکز پژوهشی و علمی، استاد دانشگاه در ایران و فرنگ و.. باشی و از همه مهمتر برای سالها وزیر دارایی باشی و تمام درآمد کشور زیر دستان تو باشد ولی تا سن ۸۶ سالگی حتی یک آپارتمان ۵۰ متری هم نداشته باشی؟» مقایسه کنید تقیزاده را با صاحبان قدرت و سیاسیون و کارگزاران حکومتی امروز.. عکس: صادق رضازاده شفق در کنار حسن تقیزاده./

سخنرانی علی دشتی در دوره سیزدهم مجلس شورای ملی، جلسه ۲۲، یکشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۲۰. *مذاکرات مجلس شورای ملی، دوره سیزدهم.