از راست: کاوه گلستان، منوچهر دقتی و عباس عطارنه بودنِمان نه رفتنِمان فرقی به حال دنیا نمیکند.
سخنرانی بهرام بیضایی در شبهایِ نویسندگان و شاعران ایران شبهایِ شعر گوته شبِ سوم، ۲۰ مهر ۱۳۵۶، تهران. *بیضایی در این سخنرانی سانسور را تنها منحصر به دولت نمیداند و به این نکته اشاره میکند که میتوان افکار عمومی را همواره در سطحی قرار داد که خودِ اين وضعيت مانع رشد فرهنگی شود و خودِ افکار عمومی نيز در زمانهايی نقش سدی را در برابر تحول ايدهها و افکار مترقی بازی کنند.
آشیانه فریدون فرخزاد بوم بابا بوم بام، بابی بابا، بوم بام بابی بابا بوم بام، بی بابا بو با با با.. بوم بابا بوم بام، بابی بابا، بوم بام بابی بابا بوم بام بام... تا از آشیانه، سویت پر بگیرم از بندم رها ساز، تا از غم نمیرم این آواز غمهاست بر روی ِ لب ِ من یا آوازی تنهاست همگام ِ شب ِ من به تمنای سخن تو، سوی ِ تو میآیم به رَهَت باز این چه سخن باشد که شکوفَد در دل ِ هر آواز
گفتند: «ــ باد زندهست، بیدارِ کارِ خویش هشیارِ کارِ خویش!» گفتی: «ــ نه! مُرده باد! زخمی عظیم مُهلک از کوه خورده باد!» تو بارها و بارها با زندگیت شرمساری از مُردگان کشیدهای، این را من همچون تبی که خون به رگم خشک میکند احساس کردهام.
امروز ۱۶ آذر سالروز تولد ابراهیم منصفی (رامی) است. در هرمزگان منصفی را با عنوان نیمای هرمزگان میشناسند. منصفی و چند تن از همدورههای او جزو اولین نفراتی بودند که به سرودن شعر نو نیمایی و آزاد در جنوب روی آوردند.
هوا دلپذیر شد، گل از خاک بردمید پرستو به بازگشت زد نغمه امید *هوا، دلپذیر، گل، امید...
ابر بارانش گرفتهست نوشته شمیم بهار (اندیشه و هنر، ۱۳۴۴) با صدای گرم و دلنشین یونس تراکمه
📌 صوت نشست «جامعهشناسی و ایران معاصر» —دکتر یوسف اباذری آبان ۱۴۰۴، دانشکدهی علوم اجتماعی دانشگاه تهران @tehransociology کانال علوماجتماعی سپنتا https://t.me/sepantasocialscience
ذوالفقار بیتانه آخرین بازمانده از بیتانههای معروفِ منطقهی فردوس در خراسان جنوبی بود که هم در ساخت ساز محلی دوتار توانایی و مهارت چشمگیری داشت و هم در نوازندگی و شوریدگی. بیتانه در موسیقی نواحی فردوس به صاحبِ پنچهی پرمایه شناخته میشد.
قسمت دوم نینوا حسین علیزاده *این قطعات تنها در اولین نسخهی نوار کاست نینوا منتشر شدند و در دورههای بعدی (چه کاست و چه سیدی) انتشار نیافتند.
ای کاش آب بودم گر میشد آن باشی که خود میخواهی. ــ آدمی بودن حسرتا! مشکلیست در مرزِ ناممکن. نمیبینی؟ ... میدانم میدانم میدانم با اینهمه کاش ای کاش آب میبودم گر توانستمی آن باشم که دلخواهِ من است. احمد شاملو ۳۰ شهریورِ ۱۳۶۸
گفتوگو دویچهوله فارسی با ابراهیم گلستان درباره کودتا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲: - دویچهوله: حالا شما میگویید این وقایع که خودتان شاهدش بودید، یک کودتا بود؟ - ابراهیم گلستان: پس چی بود خانم؟ عقد بود؟ عروسی بود؟ چی بود؟ - بعضیها میگویند این یک کودتا نبود چون عناصر کودتا در آن دخالت نداشت. بعضی میگویند یک حادثه بود. - حادثه بود؟ مثل حادثه اتومبیل؟